نظام الدين شامى
8
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى )
مقدّمات معلوم مىشود كه ما يزع السّلطان أكثر ممّا يزع القرآن يعنى آن مقدار باز نشستن از فساد و ترسيدن كه مردم را از سلطان است از قرآن ميسّر نيست بلكه مفسدان آن مقدار كه از ارباب دولت مىترسند از خداى تعالى نمىترسند و اين معنى حضرت عزّت مىفرمايد كه لَأَنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِي صُدُورِهِمْ مِنَ اللَّهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ يعنى هرآينه شما كه جلد و دلير و اصحاب تير و شمشيريد هيبت و ترس شما در دل كافران بيش از هيبت و ترس خداست و سبب اين آنست كه ايشان طايفهءاند كه حقيقت حال را ندانسته است و در مقام جهل و غفلت پاىبند مانده و باز مراتب اين طايفه كه بشمشير دين را تقويت كنند و بضرب بازوى مردانگى در قلع و قمع مفسدان كوشند بحسب ازمان و اشخاص هردور متفاوتاند در بعضى اوقات كه خلق بر جادّهء سداد و نهج رشاد ثابت و راسخ باشند و باوامر و نواهئ شرع كار كنند جهان لباس امن پوشد و مردم در خواب آسايش و راحت باشند امّا چون فسق و فساد و لجاج و عناد گريبان خلق گيرد و سر از راه شريعت بگردانند و مالومنال غرور و شرور ايشان را زيادت گرداند تا خداى تعالى را فراموش كنند و فرمان صاحب شريعت نبرند حكمت الهى اقتضاى آن كند كه دل پادشاهانرا بر ايشان متغيّر گرداند و در خاطر ملوك القا كند تا ايشانرا تأديب كنند و گوشمال دهند و در حديث قدسى مصداق اين معنى وارد شده كه ( أنا اللّه ملك الملوك قلوب الملوك و نواصيهم بيدى فمن أطاعنى جعلتهم عليه رحمة و من عصانى جعلتهم عليه نقمة فلا تسبوا الملوك و لكن توبوا إلى أعطفهم عليكم ) معنى آنست كه منم آن خدايى كه پادشاه پادشاهانم دلهاى پادشاهان و موى پيشانئ ايشان بدست قدرت منست هركس كه فرمان من برد من دلهاى پادشاهانرا بريشان مهربان گردانم و هركه نافرمانئ من كند دلهاى ايشانرا بر كينه و قهر ايشان دارم پس بايد كه شما پادشاهانرا بد نگوييد ليكن توبه كنيد و به من بازگرديد تا من ايشانرا بر شما مهربان گردانم بنابرين سلاطين و ارباب دولت برحسب مقتضاى هر زمانى از سه صنف بيرون نباشند يا بكلّى مظهر لطف و مرحمت باشند يا بكلّى مظهر قهر و نقمت يا جامع ميان اين هردو و آن وجود بكمال نزديكتر باشد و آن ذاتى بود كامل كه جامع باشد ميان تجليّات جلالى و جمالى تا برحسب هر زمان به نسبت با اشخاص عالم آثار لطف و قهر او ظاهر شود و خير و شرير و صالح و طالح و نيك و بد و مؤمن و كافر و برّ و فاجر همه ازو بنصيبى كه فراخور حال هريك باشد رسند و اينچنين شخصى كه مجمع البحرين اين دو صفت باشد در قرنها ظاهر شود و آثار و رسوم و نتايج افعال و اقوال